تاثیر بانکداری الکترونیک بر نظام بانکی ایران

چکيده :

 

بانکداري الکترونيک عبارتست از  رسانه پرداخت الکترونيک ، هر ماده ، ابزار يا سيستمي که از طريق انتقال اطلاعات ذخيره شده به صورت الکترومغناطيسي عمل پرداخت را انجام مي دهد . با توجه به استنباطي که از طرف بانکها به عنوان عرضه کنندگان اين خدمات و مشتريان نظام بانکي به عنوان تقاضاکنندگان آن از بانکداري الکترونيک داشته اند اين عرصه از فن آوري در جهان و با تأخير در ايران در حال رشد است .

نکته قابل توجه اثرگذاري رشد بانکداري الکترونيک بر نقدينگي و عرضه و تقاضاي پول همچنين با شکل گيري پول خصوصي درآيند ميزان اثربخشي سياستهاي پولي اتخاذ شده توسط بانک مرکزي مي باشد
ادامه نوشته

مهندسی مجدد از دیدگاه استراتژیک

 

چکیده:

مهندسی مجدد به معنی باز اندیشی بنیادین و طراحی مجدد ریشه ای فرآیندها به منظور دستیابی به بهبود چشمگیر در معیارهای مهم عملکرد از قبیل، هزینه، کیفیت و سرعت و قدرت است.

این مفهوم توسط مایکل همر در سال 1990 معرفی گردید و مورد استقبال بیشتر مدیران در سراسر دنیا قرار گرفت. این رهیافت نوین بهبود های چشمگیری را در معیارهای عملکردی سازمانها نوید می داد، اما در عمل پیاده سازی با مشکلات متعدد روبه رو گردید و حدود 70 درصد پروژه های مهندسی مجدد بدون دستیابی به نتایج مورد انتظار با شکست مواجه شدند.

 

کلید واژه: مهندسی مجدد،مدیریت استراتژیک

ادامه نوشته

تأثير فرهنگ سازماني  در پيشبرد اهداف استراتژيك سازمانهاي مجازي

چكيده

در دهه‌هاي گذشته، بوروکراسي پيچيده سازمانها، داراي آنچنان قوام و تعصبي بودکه خدشه به آن امري مذموم و بعضاً نا ممکن تلقي مي‌شد. در چنين فضايي انديشه خلق سازمانهاي مجازي بي شباهت به رويا نبود. اما در عصر حاضر تغييرات شگرف سازمانها و پيشرفتهاي غير قابل تصور تکنولوژي ارتباطي، اطلاعاتي و نيز فراگير شدن شبکه هاي رايانه‌اي در سازمانها و حتي منازل و از سوي ديگر ناکارآمدي سازمانهاي سنتي در پاسخگويي به اين تحولات، موجب کمرنگ شدن حکومت اداري سازمانها (بوروکراسي) و حکمفرمايي نتوکراسي (حکومت شبکه ها بر سازمانها ) شده است
ادامه نوشته

برنامه ریزی منابع انسانی با دیدگاه استراتژیک

چكيده

 

يكــــي از عناصر عمده در مديريت، برنامه ريزي است. برنامه ريزي شالوده عناصرمديريتي و فرايندي است كه سازمانها در قالب آن  همه فعاليتها و كوششهاي خود را در مورد اهداف موردنظر، راه رسيدن  به آن و چگونگي طي  مسير را در يكديگر تركيب و ادغام كرده، و هدف از اجراي آن دستيابي به نتايج سازماني است. پس مديريت براي كليه منابع تحت اختيار خود بايستي برنامه ريزي مناسبي داشته باشد.

مقاله حاضر شامل سه بخش کلی است که در بخش اول به پیوند میان برنامه ریزی استراتژیک ومنابع انسانی توجه شده است ، در بخش دوم به رویکرد استراتژیک در  برنامه ریزی منابع انسانی و در بخش سوم به متولوژی برنامه ریزی منابع انسانی توجه شده است.که در ادامه به بررسی آنها خواهیم پرداخت.

ادامه نوشته